سه شنبه, 04 آذر 1399

معروفی بالاتر از ایجاد نظام اسلامی و حفظ نظام اسلامی نداریم . مقام معظم رهبری |................| اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

کد خبـر : 796
تاریخ انتشار: جمعه, ۱۳ دی ۱۳۹۸ ۰۱:۳۹
دسته: مجمع جم
پرینت
ایمیل

به گزارش روابط عمومی مجمع پیروان ولایت،محمد کارگر به مناسبت شهادت سپهبد قاسم سلیمانی:منصب دار «عشق و اخلاص»بود،این سردار سربلند دل ها،در سفر زندگانی اش درمقابل عامه ی مردم، بزرگان،خانواده ی معظم شهدا و جانبازان با نهایت خاکساری و ادب حاضر می گشت و خود را

 

 

 

به گزارش روابط عمومی مجمع پیروان ولایت،محمد کارگر به مناسبت شهادت سپهبد قاسم سلیمانی:منصب دار «عشق و اخلاص»بود،این سردار سربلند دل ها،در سفر زندگانی اش درمقابل عامه ی مردم، بزرگان،خانواده ی معظم شهدا و جانبازان با نهایت خاکساری و ادب حاضر می گشت و خود را خاک بوس قدوم مبارک مادران داغدیده ی شهداء می دانست

 

 

 

 

 

 

 

«بسم الله الرحمن الرحیم
هست زگلزار الهی شمیم»


«بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران//کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران// هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد//داند که سخت باشد قطع امیدوارن»
   «افصح المتکلمین سعدی»


مناصب انسانی،اخلاقی و عرفانی،  در همین عالم فانی، از مناصب ازلی و ابدی هستند و انسان با سیر وسلوک در آن وادی جاودانی خواهد شد.
سردار ذوالفقار و امیر سپهبد یگانه ی عشق سردار سلیمانی، در این کهن سرای گیتی ،
منصب دار «عشق و اخلاص»بود، هرچند که این مقام های انسانی، زمان و مکان نمی شناسد، اما او توانسته بود با اقتدا به مقتدای انسانیت و حریت، سرور آزادگان و احرار عالم حضرت اباعبدالله الحسین«ع» وادی امن وایمن الهی را بپیماید و از این رهگذر مقیم مقام « عقل و دل » گردد و قله های رفیع «حکمت،عزت،محبت و...» را بپیماید.
آنسان که بیدل دهلوی در باب تأسی از نهضت ماندگار  امیر زیبایی،دانایی و نکویی حضرت امام حسین«ع» جاودانه می سراید که:
«کیست در این انجمن محرم عشق غیور/ ما همه بی عبرتیم آینه در کربلاست».

آن والا مقام، آنچنان جان شیفته ی ادب بود که با نهایت تواضع و فروتنی درپیشگاه حریم ولایت و رهبری حاضر می شد و هماره ی ایام به عنوان یک «رهرو» در جهت و مسیر«راهبر»
«عارفانه،عاشقانه و عاملانه»
طی طریق می نمود،به تعبیر لسان الغیب حافظ:
«تا راهرو نباشی کی راهبر شوی»

سردار سربلند دل ها،در سفر زندگانی اش درمقابل عامه ی مردم، بزرگان،خانواده ی معظم شهدا و جانبازان با نهایت خاکساری و ادب حاضر می گشت و خود را خاک بوس قدوم مبارک مادران داغدیده ی شهداء می دانست و با آن همه ابهت و عظمت،
حتی نسبت به خردسالان و کودکان نیز دست به سینه و افتاده بود.
بی سبب نیست که شهسوار خرد و ادب حضرت علی«ع» درتعابیری زیبا و مانا می فرماید:
«دور اندیشی،زیرکی است و ادب ریاست و سروری» یا اینکه «اشتیاق خردمندان به ادب، همچون اشتیاق کشتزاران به باران است»
چه قدرت و عظمتی والاتر از قدرت ادب...

خادم الحسین بود و با سردار یگانه ی عشق،قمر منیر بنی هاشم،حضرت اباالفضل العباس و قافله سالار وپیام آور عشق، حضرت زینب کبری«ع» شیدایی و نینوایی شده بود، آتش عشق این خاندان بزرگ چنان بر جانش افتاده بود که هماره، وجودش مشتعل از اکسیر عشق بود،حیاتش سراسر ازاین اکسیرجاودانی معنا گرفته بود،آنچنان که لسان الغیب حافظ قرن ها پیش عاشقانه سروده بود که:
«هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق//ثبت است بر جریده عالم دوام ما»

یا به تعبیر زیبای وحشی بافقی:

«عشق و اساس عشق نهادند بر دوام//یعنی خلل پذیر نگردد بنای عشق»

به راستی که انسان، تنها در منصب عشق است که دیدگانش به ضیاء  جمال و جلال الهی گشوده می شود، آنسان که عقیله ی بنی هاشم فرمود:
«ما رأیت  الا جمیلا_من جز زیبایی هیچ چیز ندیدم».

غم فراق و مفارقت جان پناه عظیم و عزیزی همچون اسماعیل قربانگاه عشق سردار سلیمانی که در راه پاسداشت و اعتلای گل واژه های الهی و انسانی «حقیقت،حریت، عزت، صداقت،محبت و...» 
به شهادت رسید ،بسیار جانکاه و جانفرساست.

هرگاه که دلتنگ دیدار آفتاب وجود عارف بزرگ، سردار شهید دهلاویه دکتر مصطفی چمران می شدیم به سیمای نورانی و آسمانی ات می نگریستیم،اما دریغ و هزار دریغ که به تعبیر پروین:

«دوستان به که ز وی یاد کنند/
دل بی دوست دلی غمگین است/اندر آنجا که قضا حمله کند/چاره تسلیم و ادب تمکین است».


به حق که از انسان جز یادی و نامی و فراتر از آن آثاری، باقی نخواهد ماند«آثارنا تدل علینا»
وتا چه اندازه در این شاه بیت رهی معیری که خود سراسر زندگانی است، عمق و معنا نهفته است،آنجا که می فرماید:

«رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل/از کاروان چه ماند جز آتشی به منزل»

از یگانه خالق مهربانی، صمیمانه وفروتنانه امید وتمنا دارم که در سایه سار رحمت واسعه اش، مهر آن مهربان هجرت کرده را با محبت و مودت سرور احرار عالم، حضرت اباعبدالله الحسین«ع»پیوند دهد و انشاءالله  در مقام «اعلی علیین» دراوج آرامش و امنیت ابدی باشند.

یادت ونامت هماره برسراچه ی قلبمان ابدی، و آذین بخش جانمان خواهد بود،آنسان که لسان الغیب حافظ جاودانه فرمود:
«بدین رواق زبرجد نوشته اند به زر//که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند»


باتقدیم اکرام و اخلاص 
محمد کارگر

نظر شما؟  
+ 0
مخالفم + 0
Bookmark and Share
بازدید: 496

نوشتن دیدگاه

پیوندها

پیوندها